بعضي از اصطلاحاتي كه به طور روزمره استفاده مي كنيم بار معنايي خاصي دارند و احتمالاً مربوط به نوع تفكرات خاصي هستند كه شايد ما ندانسته و بدون توجه آنها را به كار مي بريم و نمي دانيم چه مفاهيمي را مي رسانيم. يكي از اينها اصطلاح «زن و بچه مردم» است. در اين پست تصميم داريم اين اصطلاح را كالبدشكافي كنيم.
اصطلاح «زن و بچه مردم» از سه كلمه تشكيل شده كه دوتاي اول به وسيله حرف ربط «و» به هم عطف شده اند و بنا به قاعده صفت مالكي تبديل به ملك واژه سوم شده اند. يعني واژه سوم مالك دوتاي اول است.
بنا به اين اصطلاح ابناء بشر به دو دسته تقسيم مي شوند : 1- مردم 2- زن و بچه مردم. يعني به طور كلي مردم داريم و زن و بچه آنها في المثل: دوچرخه مردم، فرش مردم، تختخواب مردم و ...
ضمناً بنا به اصل تفكيك ملك از مالك هيچ ملكي نمي تواند بي مالك باشد و هيچ مالكي نمي تواند بي ملك، مالك شود. همچنين ملك بي مالك ملك آزاد است و تمايل دارد به يك مالك برسد و اگر هيچ مالكي پيدا نشود متعلق به دولت است و مي تواند آن را بسازد يا بفروشد.
بنا به اين اصطلاح ملك زن وبچه متعلق به مردم است.
نتيجه 1: مردم احتمالاً در ادبيات قديم فقط جمع مرد بوده است و جمع زن مي شود: زنم (به ضم ن)
نتيجه 2: زن و بچه در يك رديف قرار دارند مگر آنكه بچه بزرگ شود و مردم شود. تازه آن هم بستگي دارد به بعضي چيزها.
نتيجه 3: (روش
shortcut) سگ اصحاب كهف روزي چند پي نيكان گرفت و مردم شد.
در صورتي كه اطمينان حاصل كرديد كسي جزء زن و بچه هيچ مردمي نيست مي توانيد هر كاري خواستيد بكنيد.(به غير از تصرف عدواني)
معمولاً همه قوانين يك كشور بر اساس اصطلاحات رايج در آن كشور نوشته مي شوند. پس مواظب اصطلاحاتتان باشيد.
