تبليغاتX
فرزام نامه - بازی غلط - غولوط!

فرزام نامه

وبلاگ سیاسی، اجتماعی، ادبی، بی ادبی به سبک جدی و غیرجدی

)توضیح اولیه : امروز بالکل از خط سیاست پیاده شده ایم و به خط پرت و پلا گویی که همانا حرفه همیشگی ما بوده و خواهد بود اهتمام می ورزیم!)

 

حتما" برایتان پیش آمده که چیزی را اشتباه بخوانید و یا اشتباه بفهمید یا غلط بشنوید و این اشتباه و غلط در ذهن شما بماند. اینگونه اشتباهات یا مربوط به دوران کودکی و اینهاست یا از کمی سواد است یا کمی هوش یا کمی بینایی یا شنوایی یا ]...[ (سه نقطه کلمه زشتی است که عمرا" من بگویم چیست – توضیح وبلاگ نویس) .

اما هر چه باشد اینگونه اشتباهات باعث خنده است و بعضی جاها موجب خجالت.

نمونه هایی از خاطرات خودمان به ذهنمان رسید که البته مربوط به دوران کودکی ما است و اصلا" انگ بیسوادی یا خنگی به ما نمی چسبد!

 

پیچش مو: ضرب المثل عامیانه ای هست بدین مضمون: «تو مو می بینی و من پیچش مو» حالا فرض بفرمایید کسی (مثل این بنده ناشنوا) قسمت آخر را به جای پیچش مو بشنود: «پیچ شمرون» چه می شود؟ تو مو می بینی و من پیچ شمرون! و همیشه برای ما سوال بود که: خب! بلا نسبت، خاک بر سرت! خیلی هنر می کنی! من مو را می بینم حساب نیست تو که پیچ شمرون می بینی، شاخ غول شکستی؟

 

دوزندگی: دوزندگی یعنی همان دوختن. حالا تصور کنید این «دو» اول را آدم به صورت عدد بخواند. چه می شود؟ می شود 2 زندگی. یعنی دو عدد زندگی. یک شغلی داشتیم یا شایدم داریم به نام «دوزندگی ماشین». یعنی همان لفظ امروزیش تودوزی ماشین. من همیشه در عجب بودم که دو زندگی ماشین یعنی چه؟ یعنی ماشینها هم مثل آدمها 2 زندگی دارند؟ و زندگی دوم آنها چیست؟

 

بچه دزد: بچه که بودیم در خیابانها زیاد پلاس می شدیم! همیشه از یک چیز ما را می ترساندند: بچه دزد! ما هم همیشه چهارچشمی مراقب مایملکمان بودیم و مواظب بودیم به بچه های غریبه ای که احتمال می رفت بچه دزد باشند نزدیک نشویم. چرا؟ چون کلمه بچه دزد ما را یاد ترکیباتی مثل: بچه گرگ، بچه خرس و ... می انداخت. اصلا" به فکرمان هم نمی رسید که منظور، آدمی است که بچه می دزدد. لذا هیچ نگرانی از بابت آدم بزرگها نداشتیم و فقط نگران موجود عجیبی به نام «بچه دزد» بودیم.

 

جان جهان دوش ... : شاعر می فرماید (یا در واقع می پرسد) : جان جهان، دوش کجا بوده ای؟ اینکه این جناب «جان جهان» کجا بوده اند اصلا" برای ما موجبات سوال نبود. بلکه کلا" با هویت خودشان مشکل داشتیم. چه مشکلی؟ لطف کنید و جهان و دوش را سر هم بخوانید. «جان جهاندوش»! یعنی چه؟ یعنی کسی که جان جهان را می دوشد؟ یا جانی که جهان را می دوشد؟ و این همیشه یکی از معماهای ما بود که اصلا" دوشیدن جهان یا دوشیدن جان جهان چطور ممکن است؟

 

و حالا از آنجا که در اینترنت رسم است یک نفر می آید یک کار بیخود یا باخودی می کند بعد هم اسمش را می گذارد بازی، بعد دیگران را دعوت می کند به این بازی، ما هم بعضیها را دعوت می کنیم به ادامه این بازی من درآوردی که اگر چنین چیزهایی یادشان هست بگویند.

 

مرمر الفتهاجرنسیمروح اله - مانی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:15  توسط فرزام  |