آنچه گذشت!
وبلاگ که آنچه گذشت ندارد. پست قبلی را مرور بفرمایید.
ادامه
در اینجا بودیم که ما در یک موقعیت بغرنجی به لحاظ ارتباط دو ملت در دنیای سیاست و توریسم و فرهنگ و این قبیل چرندیات قرار گرفته بودیم. تصمیم گیری نیاز به پولیتیک پیچیده ای داشت و بعید نبود یک حرکت اشتباه و نسنجیده عواقبی تلخ برای دو ملت در بر داشته باشد.
خلاصه دردسرتان ندهم. ما اصولا" جربزه این قبیل امور را نداشته و نداریم. تعبیر باپرستیژش می شود اینکه اهل مدارا و گفتگو هستیم اما اهل مشاجره و گلاویز شدن خیر. نیستیم. لذا اتفاق قابل عرضی نیفتاد. موضوع ختم به خیر شد . ما به جای یک عدد جت اسکی یا به قول دوستمان قایق به همراه یک عدد چتر نمی دانم چی چی، دو عدد جت اسکی گرفتیم و جای شما خالی. همین دیگه. خوش گذشت و بالاخره هم برگشتیم و در روابط دو ملت متمدن و بافرهنگ هم خللی ایجاد نکردیم. باشد که همگی از این حسن خلق ما به عنوان نماینده یک ملت الگو بردارند.
دکتر حسابی
شاید این تصویر که لحظات یا ساعات یا روزهای واپسین زندگی دکتر حسابی است را دیده باشید. در ذیل تصویر توضیح داده شده که وقتی پزشکان از درمان قلب او ناامید شدند همه دم و دستگاهها را جمع کردند و اجازه دادند استاد راحت باشد. اما می بینیم که ایشان به جای هر کار دیگری در حال مطالعه هستند. روش شاد. (توضیحات عکس کامل است)
فکر می کردم اگر دیگران چنین لحظه ای را تجربه می کردند به چه کاری مشغول می شدند؟
از خودم شروع می کنم: قطعا" تا بتوانم قورمه سبزی می خورم!
احمدی نژاد: با اعلام اینکه باز هم طرحهای ابداعی و ایده های جدیدی برای دنیا داشته است که متاسفانه وقت نمی شود بیانشان کند، برای آخرین بار همه را در خماری ابدی فرو می برد.
کروبی: او احتمالا" خواب را ترجیح می دهد. قبل از خواب اعلام می کند که با کسی ائتلاف نخواهد کرد. بعد از خواب می گوید که شاید ائتلاف هم بکند.
مهران مدیری: ساخت سریال یک قسمتی با عنوان آخرین شب مظفر را شروع می کند.
محمد اصفهانی: خیلی عیان است که او چه می کند. نمی گوییم!
مخملباف: سکانسهایی از فیلمش به عنوان «se.. & se..uality » را بر اساس رمان sense & sensibility می سازد.
جرج بوش : روی میزش را یک سر و سامانی می دهد.