تبليغاتX
فرزام نامه

فرزام نامه

وبلاگ سیاسی، اجتماعی، ادبی، بی ادبی به سبک جدی و غیرجدی

مهلت تبليغ تمام شده. من هم قصد تبليغ براي جناح خاصي را ندارم. در اين محيط سعي مي كنم بيطرف باشم. اما يك چيز مسلم است. در اين انتخابات با وجود اينكه به مزخرف ترين شكل ممكن برگزار مي شود و بي حال ترين كانديداهاي ممكن در آن حضور دارند شركت خواهم كرد. اصلاً هم قصد مباحثه و جنگ و دعوا ندارم. مردم هم اگر بفهمند همين كار را مي كنند. اگر هم نفهمند كه همان خواهد شد كه حقمان است. همان خواهد شد كه الآن شده است. هميشه آنچه كه رخ مي دهد عادلانه ترين چيزي است كه مي توانسته رخ بدهد. پس هر تصميمي مي گيريم بعداً هم غر و لند نكنيم.

 

-          خطاب به طيفهاي احتمالي تحريمي عرض مي كنم: اگر برنامه ديگري به جاي راي دادن داريد رو كنيد. اگر نداريد كه مطمئنم نداريد پس شركت كنيد يا ساكت بمانيد.

 

-          خطاب به آنهايي كه دفعات قبل مي گفتند بگذاريد يك سره شود عرض مي كنم: حالا كه تقريباً يك سره شده! بفرماييد حالا چه كنيم؟ اگر قرار است كاري بكنيد زودتر! اگر قرار نيست كه حتم دارم نيست، پس شركت كنيد.

 

-          خطاب به بيخيالان عالم عرض مي كنم: خاك بر سرتان! شما كه به ديگران مي خنديد. شما كه فكر مي كنيد از خودتان پروفسورتر كسي وجود ندارد. شما كه قيافه حق به جناب مي گيريد كه: بابا! دلتون خوشه. بيخيال! .... براي شما چيزي ندارم بگويم. فقط متاسفم كه از اين بيخيالان در اطرافم مي بينم.

 

-          خطاب به اپوزيسيونهاي بالفطره بي خاصيت عرض مي كنم: اين بار مخالفتتان اين باشد كه شركت كنيد. مطمئن باشيد هيچ مخالفتي بهتر از اين فعلاً ممكن نيست. اگر بعداً روش بهتري يافت شد خبرتان مي كنيم!

 

-          خطاب به ترسوها: انتخابات اينترنتي - كامپيوتري - امنيتي است! بعداً لولو مياد شماها رو مي خوره! پس شركت كنيد. راي بدهيد.

 

هر كدام از شما كه با خواندن اين مطلب حس كرديد بايد در انتخابات شركت كنيد لطف كنيد دست چند نفر را بگيريد و با خودتان ببريد پاي صندوق. تنها نرويد.

هر كدامتان هم كه چنين حسي پيدا نكرديد لطف كنيد زبان به دهان بگيريد و تا فرداي انتخابات چيزي نگوييد، كامنت هم نگذاريد! بعداً هر چه دلتان خواست بگوييد!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 10:35  توسط فرزام  | 

ردصلاحيت كنندگان عزيز! بخوابيد كه ما بيداريم!

 

ليستهاي انتخاباتي تهران منتشر شد. كاري به ليست اصولگرايان ندارم. ليستهاي اصلاح طلبان يكي تحت عنوان ائتلاف اصلاح طلبان و ديگري تحت عنوان اعتماد ملي منتشر شده است. جالب اينجاست كه اين دو ليست 50 درصد با هم تفاوت دارند. اين هم از عجايب ائتلاف در اردوي اصلاح طلبان است.

اگر وضعيت در همه شهرها همينطور باشد صد رحمت به آنهايي كه رد صلاحيت كردند. اينها خودشان بدتر خودشان را نفي كرده اند. به اين ترتيب شانس راي آوردن برخي از نمايندگان اصلاح طلب فقط در رقابت با خودشان در تهران معادل 50 درصد است! حالا در رقابت با اصولگرايان چقدر است خدا مي داند!

 

ظاهراً اگر  ردصلاحيتها گسترده تر بود اوضاع اصلاح طلبان بهتر مي شد.

ليستها به گزارش روزنامه اعتماد به شرح زير است. به اختلافاتشان توجه كنيد (موارد Bold شده):

 

«اسامي 30 نامزد ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در تهران تکميل شد.اين اسامي به شرح زير است؛1- مجيد انصاري،2-اسحاق جهانگيري،3-الياس حضرتي 4- سيد محمد صدر، 5- اسدالله کيان ارثي،6- نجفقلي حبيبي، 7- محمد اشرفي اصفهاني، 8- محمود دعايي، 9- عليرضا محجوب،10- سهيلا جلودارزاده،11- عليرضا رحيمي،12- جواد اطاعت 13-ابوالفضل شکوري،14- وحيد محمودي 15- سيدکامل تقوي نژاد 16- محمد قمي،17- نرگس کريمي،18- الهه راستگو19- عجايبي،20- مينايي پور،21- حسن خليل آبادي،22- زالي،23- قره ياضي،24- افشين حبيب زاده،25- نوربخش،26- خانم گلپايگاني، 27- خانم خوش خلق،28-خانمجمشيدي،29- معيدفر،30- سيد افضل موسوي. »

 

 

«مسعود سلطاني فر از نهايي شدن ليست 30 نفره حزب اعتماد ملي در حوزه انتخابيه تهران خبر داد. سلطاني فر رئيس ستاد اجرايي انتخابات حزب اعتماد ملي در گفت وگو با مهر با اعلام اين خبر افراد قرار گرفته در اين ليست را به اين شرح معرفي کرد؛حجت الاسلام منتجب نيا، الياس حضرتي، اسحاق جهانگيري، فاطمه کروبي، مسعود سلطاني فر، اسماعيل گرامي مقدم، ابوالفضل شکوري، جواد اطاعت، وحيد محمودي، ابراهيم اصغرزاده، محمد قمي، حجت الاسلام اسدالله کيان ارثي، حجت الاسلام مجيد انصاري، اعظم سقطي، نجمه گودرزي، سيدکامل تقوي نژاد، محمدرضا راه چمني، حسن عابدي جعفري، عليرضا رحيمي، رضا طلايي نيک، اختر درخشنده، مهدي رسول پناه، سيدمحمد صدر، عباسعلي زالي، نجفقلي حبيبي، بهزاد قره ياضي، الهه راستگو، سلمان صفوي، آرش حبيبي، عادل آذر»

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 16:40  توسط فرزام  | 

نوه امام اعلام كرد: ما متاسفيم که هنوز برخي سايت ها عليه علي اشراقي مي نويسند. البته به آنها مي گوييم آستانه تحمل ما هم اندازه يي دارد، اگر کار را به جايي برسانند که اين تحمل تمام شود، شايد خيلي از پرونده هاي سياهي که وجود دارد را با راه اندازي يک سايت خبري به اعلام عموم برسانيم. (اعتماد)

 

در مواجهه با اين سخنان دو جور احساس به آدم دست مي دهد:

اگر آدم ساده لوحي باشيم مي گوييم: به به! چه نوه خوبي. چقدر محكم. چقدر تهديدگر. چقدر آرمانخواه. چقدر مدافع. چقدر به فكر مردم. چقدر بد شد كه نگذاشتند نه خودش نه برادرش كانديداي مجلس و رياست جمهوري و اينها شوند.

اما واقعاً اينگونه است؟ بعضيها (از قبيل اصلاح طلبان) به اشتباه، اسم جناحهاي ديگر را روي خودشان مي گذارند. اينها از هر محافظه كاري محافظه كارترند. اما يك حدي دارد اين محافظه كاري. آن حد هم منافع شخصي است. درست مثل رفتار اصلاح طلبان در روزهاي پاياني مجلس ششم. آنها كه در طول چهار سال هيچيك از مصوبه هايي كه در برنامه هاي انتخاباتيشان اعلام كردند تصويب نشد و ابتر ماند و اعتراض نكردند، يك دفعه وقتي ديدند پاي منافع شخصي خودشان هم به وسط آمده و عده اي به دادگاه احضار مي شوند و يك بلايايي دارد سر خودشان مي آيد شروع كردند به تحصن و استعفا و اين كارهاي بيحاصل كه ظاهراً نشان دهند خيلي محكم و استوارند و مبارز.

حالا هم نوبت اين عزيزان است. يكي هم نمي پرسد اگر شما پرونده هاي چنان سياهي سراغ داريد پيش خدا و خلق خدا مديونيد كه اين همه سال صدايتان درنيامده و حالا كه دارند عليه شما مي نويسند يادتان افتاده تهديد كنيد که سایت می زنید؟ آن هم اگر ديگر عليه شما ننويسند يعني مي رويد و باز هم سكوت پيشه مي كنيد؟ بعد هم مي آييد با افتخار اين صحبتها را مطرح مي كنيد؟ خدا را شكر كه برادرتان انصراف داد و گرنه چه نماينده خوبي مي شد براي همين مردم. حتماً مي رفت در مجلس و چهار سال سكوت مي كرد. بعد هم اگر به ساحت مقدس خودش توهين مي شد تهديد مي كرد كه چنين خواهم كرد و چنان! آن هم شايد! همیشه باب چانه زدن و معامله کردن فراخ است!
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 17:31  توسط فرزام  | 

من یک سوالی برام پیش اومده. خواستم ببینم کسی جوابی براش داره؟ می تونید از تجربه های شخص خودتون هم بگید! فقط ببخشید که یه کم زشته. البته کاملا" این روزها عمومی شده...

 

سوال اینه: آیا این روزها مردم ایران به صورت عمومی و به یکباره مشکل ناتوانی جنسی پیدا کرده اند؟

جواب احتمالا" اینه: اصلا" و ابدا" . ظاهرا" دقیقا" برعکس هم هست.

سوال دوم اینه: پس چرا هر روزنامه و مجله ای رو باز می کنیم یک تبلیغ گنده روی صفحه اول داره با مضمون درمان ناتوانی جنسی؟

سوال بعدی: چرا خیلی چیزهای دیگر هم این روزها ختم می شود به همین واژه منحوس؟! تفکیک جنسیتی کتابها! سهمیه بندی جنسیتی دانشگاهها! و هزار کوفت و زهرمار جنسیتی دیگر...؟

به هر حال ببخشید. این رو به حساب یک پست نگذارین. فقط یه سوال بود از روی کنجکاوی. اگر هم احیانا" در این زمینه مشکلی داشتین محرمانه بفرمایین تا آدرس یکی از این موسسات رو از یه روزنامه ای چیزی پیدا کنم بهتون بگم. فقط کافیه دستمو دراز کنم تا یه روزنامه با این محتوا گیرم بیاد...!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 21:34  توسط فرزام  | 

خبر خوب براي علاقمندان به آموزش و پرورش، دوستداران بلوغ جنسي، طنزنويسان، معلمان، دختران 9 ساله و آحاد ملت: دكتر علي احمدي از مجلس راي اعتماد دريافت كرد. وي كه قبل از آنكه هنوز رسماً وزير شود طرح مشهور جداسازي پسران و دختران در كتابها را مطرح كرده بود و اخيراً در مورد جداسازي مقاطع تحصيلي دختران و پسران هم سخناني ايفاد كرده بود و گريزي هم به سن بلوغ زده بود، موفق شد سمت وزارت را به طور كامل در اختيار بگيرد. قرار است نامبرده طرحهاي مزبور را با قدرت اجرا كند.

 

بيوگرافي دكتر علي احمدي

 

دكتر هميني كه اسمشو گفتم اون بالا، استاد دانشكده صنايع دانشگاه علم و صنعت ايران بوده است (شايد هنوز هم باشد). وي كه درس تحقيق در عمليات را در دانشگاه تدريس مي كرد در حل جداول سيمپلكس (جداولي براي حل ساده مسائل پيچيده تصميم گيري خطي) استاد بود. او موفق شد بارها اين جداول را با موفقيت حل كند و هر بار به جوابهاي متفاوتي برسد.

ايشان در دوره اصلاحات نصيحت هاي خوبي به دانشجويان خود مي كرد. او كه مي ديد عمر دانشجويان در درگيريهاي سياسي هدر مي رود به آنها توصيه مي كرد: در سياست دخالت نكنيد. كاري به سياست نداشته باشيد. ما يك عمر در سياست بوديم ضرر كرديم. شما اين كار را نكنيد. مثل ما سياست را ببوسيد بگذاريد كنار.

 

اصلاحات اصولي علي احمدي

 

نامبرده پس از آنكه دوران شوم اصلاحات آمريكايي سپري شد اين بار توسط سياست بوسيده شد و تصميم گرفت در عين اينكه كاري به سياست ندارد وارد كابينه دولت شود. او پس از ورود به كابينه بلافاصله اعلام كرد: كلهم اجمعين هر چه معلم و مدرس و طراح كتاب و غيره در طول 50 سال گذشته در آموزش و پرورش فعاليت مي كردند هيچي حاليشان نبوده و نفهميده اند كه ناخواسته دارند با آموزشهايي كه به كودكان بيگناه مي دهند دل بيگانگان را شاد مي كنند.

دكتر معتقد بود: دختران در سن 9 سالگي به بلوغ مي رسند و پسران در سن 15-16 سالگي. لذا نيازهاي آنها متفاوت است. دختران بايد در دبستان حساب ديفرانسيل و انتگرال پاس كنند. چه معني دارد آدم بالغ باشد هندسه فضايي بلد نباشد؟ وي اعلام كرد: هيچكدامتان هيچي نمي فهميد. اين همه سال سر كار بوده ايد. خبر نداشتيد.

او كه خودش با همين كتابها درس خوانده است از خودش به عنوان يكي از نتايج نظام آموزشي نام مي برد. او خاطرات تلخي از خواندن درس تصميم كبري دارد. و اميدوار است روزي برسد كه هيچ پسري مجبور به خواندن چنين كتاب ننگيني نباشد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 9:47  توسط فرزام  |