تبليغاتX
فرزام نامه

فرزام نامه

وبلاگ سیاسی، اجتماعی، ادبی، بی ادبی به سبک جدی و غیرجدی

وقتي زياد حرف زدن مشكل ايجاد مي كند

 

در گزارش مسابقات كشتي انتخابي تيم ملي يك آقايي كه گزارشگر قديمي هم هستند در جريان گزارش طبق معمول همه گزارشگران سيما، صحبتهاي پراكنده زيادي مي كردند. يك قسمت به قول معروف، ايشان زد به صحراي كربلا و اينطور ادامه داد:

«دو كشتي گير با هم سرشاخ هستند. حالا دوبنده قرمز براي زيرگيري اقدام مي كند. راه به جايي نمي برد. كشتي از طرف داور متوقف مي شود. جا دارد كه عرض ارادتي هم بكنيم به سرور و سالار شهيدان. ايام سوگواري سالار شهيدان است. كشتي گيران هم با استعانت از امام حسين روي تشك مي روند و كار مثبتي هم انجام نمي دهند... اين دو كشتي گير. حالا دوبنده آبي ... »

 

 

وقتي فكر نكردن و اطلاعات نداشتن مشكل ايجاد مي كند

 

این بخش به دلیل پاره ای ملاحظات درون سازمانی سانسور شد!! فقط بدانید که وقتی آدم اطلاعات نداشته باشد مشکل ایجاد می کند! همین...

 

وقتي نداشتن سو‍ژه مي تواند مشكل ايجاد كند ولي نمي كند!

 

براي هر وبلاگ نويس يا طنزنويس يا چرندنويسي سوژه يك امر حياتي است. اين سوژه مي تواند در هر جايي و در هر زماني پيدا شود. اما وقتي پيدا نمي شود آدم مزبور گرفتار بلايي مي شود مشابه هماني كه شاعر وقتي قافيه اش تنگ مي آيد به آن دچار مي گردد. به هر حال نجات يافتن از اين شرايط كار دشواري است و خدا را شكر مي كنيم كه در اين بي آبي و بي گازي و بي حالي و ... تا حدودي ما را از بي سوژه اي نجات مي دهد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 10:41  توسط فرزام  | 

 

خدا را شكر كه از برف خوشم مي آيد و هر قدر هم سرما بكشم و در خيابانها علاف شوم ناراحت نخواهم شد!

 امروز در حاليكه مسير هر روزه نيم ساعته را سه ساعت در راه بودم، در حاليكه خيابانها بسته بودند و همه جا ترافيك بود، و بولدوزرها و گريدرهايي كه گوشه و كنار پس انداز شده بودند و فعلاً كاربردي نداشتند را نظاره مي كردم، يكدفعه ياد اين خبر افتادم كه قرار بود شهرداري امسال با استقرار تجهيزات برف روبي جلوي بسته شدن مسيرها را بگيرد. انضافاً هم به اين قول عمل كرده بودند ولي هيچ راننده بولدوزري نتوانسته بود خودش را به اين وسايل پس انداز شده برساند!

در همين حال بود كه خبر بسيار خوشحال كننده اي را شنيدم و از اينكه به مسؤولان شك كرده بودم شرمنده شدم. راديو مي گفت: بزرگراه فلان جا به بهمان جا مسدود، خيابان فلان، بسته، ترافيك خيابان بهمان سنگين و ... . در همين حال خاطرنشان كرد كه: ضمناً شهردادر محترم، فرمانده انتظامي تهران بزرگ و برخي آقايان مهم ديگر، در مركز كنترل ترافيك تهران دارند ترافيك را كنترل مي كنند... خدا را شكر كردم و يك سانتي متر جلوتر رفتم...

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 15:4  توسط فرزام  | 

خیلی می خواستم صغری و کبری بچینم دیدم نه حوصله اش هست (!) نه کلا" خوبه که آدم با این اسامی اینقدر بازی کنه...

لذا مستقیم می روم سر اصل مطلب...

جمعی آدمهای بیکار، همه کاره و هیچکاره، جمع شده ایم و یک سایت راه انداخته ایم. اسمش را گذاشته ایم: دست انداز. قرار نیست کسی را دست بیاندازیم. در واقع احتمالا" خودمان را دست انداخته ایم!

 

این سایت حاصل کار گروهی علاقمند به نوشتن و بالاخص طنز نوشتن است. راه اندازی و انجام کارهای اولیه حدود سه ماه طول کشید! خدا می داند ادامه اش به کجا برسد. اما همه دوستانی که در این کار شریک هستند مصممند که کار را با جدیت ادامه دهند.

این سایت تمام مشخصات یک نشریه طنز به صورت اینترنتی را خواهد داشت. بسیاری چارچوبها را رعایت خواهد کرد و بسیاری از آنها را هم خواهد شکست!

الکی هم نیست! برای خودش قواعد و قوانینی دارد...

امیدوارم بتوانیم این راه را تا انتها (که در طنز معلوم نیست انتهایش چه باشد!) به خوبی پیش ببریم...

شما هم ما را بی نصیب نگذارید...

 

 

آشنایی با بخشهایی از سایت

 

۱- اگر بخواهید در این سایت عضو شوید با چنین صحنه ای روبرو می شوید:

 

«دست انداز | نشریه طنز اینترنتی - قوانین سایت

به منظور جلوگیری از اتلاف وقت شما این سایت یک قانون بیشتر ندارد :
ضمن اطلاع از اینکه سایت دست انداز دارای محتوای طنز می باشد و در چارچوب قوانین داخلی ایران فعالیت می کند، من تمامی حریمهای اخلاقی، قانونی، فراقانونی، حقوقی، عرفي و ... را را رعایت می کنم و از هر گونه نشستن، قدم زدن، دویدن و بالا و پایین پریدن بر روی خطوط قرمز خودداری می کنم.»
 
۲- در بخش معرفی همکاران می توانید ببینید که این جمع چه کسانی هستند.
 
۳- در بخشی از گزارش راه اندازی سایت به قلم نسیم صباغان می خوانید:
 
«ما این وسط کی هستیم؟

 همه چیز از آن روز شروع شد... روزی که ما چند نفر وسط چمنها زیر درختی نشسته بودیم و منتظر بودیم تا شاید سیبی بیاید و به سرمان بخورد تا بلکه قانونی کشف کنیم اما از آنجا که درخت سایه گستر روی سر ما، درخت چنار بود و هیچی به سرمان نخورد ما هم با دلخوری بلند شدیم و رفتیم سایت زدیم...»

و مطالبی دیگر...

سایت دست انداز شامل بخشهای مختلفی است که به فراخور نوع مطلب ممکن است چند روز یکبار، هفته ای یکبار، یک هفته در میان و یا ماهیانه به روز شوند...

بقیه را خودتان ببینید و قضاوت کنید... البته در قضاوت در عجله نفرمایید!

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 22:38  توسط فرزام  |