از آنجا كه مناظره از اصول بديهي دموكراسي است و این روزها تب آن بالا گرفته و همه همدیگر را به مناظره دعوت می کنند، نظر شما را به يك نمونه مناظره جلب مي كنيم. البته در اين نمونه به جهت رعايت اخلاق عمومي، سعي شده تا حد امكان موارد نسبت به اصل مطلب تلطيف شوند:
مكان مناظره: استوديوي راديو با همراهی شرکت مخابرات و با نقش آفريني هاچ زنبور عسل
مناظره كنندگان : مزروعي و شمس الواعظين از اينطرف و جوانفكر از اونطرف به علاوه كلهر با گوشي قطع شده و غير قابل دسترسي
سوال اول: آقاي مزروعي آزادي يعني چه؟
مزروعي: آزادي يعني اينكه ...
جوانفكر: اصلاً اينطور نيست آقا! همين شماها بوديد كه با اين تفكرات دُگم خودتان در دولت قبلي در همه مطبوعات را تخته كرديد.
مزروعي: من كه هنوز...
جوانفكر: همون هشت سال كافي بود. آن همه روزنامه را شما بستيد. در عوض ما به همه مجوز داديم.
شمس الواعظين: شما داديد؟ شما اصلاً مي دانيد مجوز را با كدام «ز» مي نويسند؟
جوانفكر: با «ز» زرشك! ديديد بلدم؟
هاچ زنبور عسل: من هنوز آقاي كلهر را پيدا نكردم. خط نمي ده!
مزروعي: من معتقدم كه ...
جوانفكر: شما معتقديد؟ شما به همه اعتقادات مردم پشت كرديد. حالا دم از اعتقاد هم مي زنيد؟
شمس الواعظين: اي بابا! هر چي ما هيچي نمگيم... بيشين بينيم بابا...
مزروعي: منم همون كه شمس گفت.
هاچ: هنوز كلهر پيداش نيست.
جوانفكر: دو نفري افتاديد به جون من تنها؟ در هيچ دوره اي دولت به اين اندازه مظلوم نبوده. ] گريه[
مجري برنامه: برگرديم به مبحث آزادي...
مزروعي و شمس با هم: آزادي؟ اينها دم از آزادي مي زنند...
هاچ: كلهر نيست! من رفتم دنبال مادرم.
جوانفكر: منم رفتم. در شان من نيست با يك مشت آدم دگم ضد آزادي، ديالوگ كنم. دزدها! بيرحمها! حتي گفتمان را هم شما از ما ياد گرفتيد اولش. چه رسد به گفتگوي تمدنها كه ديگه هيچي...
در اين لحظه اينطرفيها استوديو را ترك مي كنند و اونطرفيها هم گوشيشان را قطع مي نمايند.
مجري برنامه: ما از اين برنامه نتيجه مي گيريم چقدرررر آزادي هست كه اينطور منتقدين دولت به نمايندگان دولت حمله مي كنند. ديديد؟ ديديد ديد! ديد ديد دي دي ديدي ديد! (آرم برنامه...)
