واقعا" که بی اخلاقی در این بلاد غوغا می کند. ما یک سری خاطرات گفتیم که آن همه آموزندگی و نکات ظریف داشت (!)، دقیقا" همان قسمت که به شکل *!#!* بود و ما مدعی شدیم غیراخلاقی است تبدیل شد به ترانه های درخواستی. با توجه به درخواستهای مکرر بینندگان و شنوندگان و خوانندگان ما بخش دوم خاطرات غیر اخلاقی را تعریف می کنیم:
1- $^&*&)*((^^%$##@ به معنای اینکه : نم چیه راک ریغ یقالخا مدرکن. حالا خودتان سعی کنید بفهمید داستان چیست! به برندگان چند عدد سکه جایزه داده می شود.
2- رفته بودیم جهت کرایه جت اسکی و چتر سواری(!) به سواحل شهر ممنوعه. آنها هم بعد از طی مراحل پیچیده اداری و اخذ تعهد محضری مبنی بر اینکه اگر بمیرید به ما ربطی ندارد اما اگر یک خط روی وسایل ما بیفتد پوستتان را می کنیم، یک عدد قبض رسید به ما دادند و ما را به قسمت اجرائیات راهنمایی فرمودند.
در قسمت اجراییات ما برایمان سوال ایجاد شد که چگونه با یک قبض می توانیم از دو وسیله تفریحی نسبتا" غیراخلاقی استفاده کنیم. جناب مسوول اجراییات سوال فرمودند که آیا ما بالاخره جت اسکی گرفته ایم یا چتر؟ ما هم عرض کردیم : both یعنی اینکه هردوتاش بالام جان!
ایشان که ظاهرا" تسلط بی پایانی به علم انگلیسی داشتند فرمودند این (اشاره به جت اسکی) در زبان شما شاید به آن بگویند: boat یعنی قایق! در حالیکه به زبان بین المللی به آن می گویند جت اسکی!
در اینجا بود که ما انگشت حیرت به دهان، گفتیم: نه بابا؟ جدا"؟! (این را به همان زبان بین المللی گفتیم! – اشاره به اینکه ما کلمات زیادی را بلدیم). و بعد از اینکه فکر کردیم به اندازه کافی طرف را مسخره نموده ایم اعلام کردیم که منظور ما از both همان both به معنای هر دو می باشد نه boat . و اینجا بود که قسمت تراژدی شروع شد. یعنی فرد مربوطه اصرار داشت که خیر boat یا both یا هر کوفت دیگری یعنی قایق و این قایق نیست بلکه جت اسکی است و شما انگلیسی بلد نیستید. خلاصه از ما از اصرار و از استاد به حق زبان، انکار.
به جایی رسیدیم که واقعا" به غیر از چند عدد لگد یا مشت یا حداقل چند تا فحش دیپلم به بالا هیچ چیز دیگری کارساز نبود. در این لحظه ما در مقابل انتخاب سخت و سرنوشت سازی قرار گرفتیم:
1- چند تا فحش بدهیم که جناب استاد اجرائیات مسلط به زبان، در عمرش نشنیده باشد و آنها را هم با قایق و کشتی و چیزهای دیگر اشتباه بگیرد.
2- طرف را بی هوا هُل بدهیم که نقش بر زمین شود و بعد هم فرار کنیم (چون هر چند معنای both را نمی دانست اما انصافا" ورزشکار خوبی بود).
3- به فرهنگ چندهزار ساله خودمان وفادار بمانیم و در مقام نماینده ایرانیها بودن، از خیر ماجرا بگذریم و عطای both را به لقای boat ببخشیم.
حالا شما تصور می کنید ما چه کار کردیم؟
ادامه داستان را در بخش بعدی بخوانید! (در اینجا یک موزیک هیجان انگیز هم به انتخاب خودتان پخش کنید)
