این مطلب به نقل از مجله گزارش شماره ۲۰۷ بخش «گزارش از اون جهت» و به منظور به روزآوری این وبلاگ و باز کردن تارهای عنکبوت روی آن ارسال می شود...
اصول و آداب يك كانديداي خوب بودن
انتخاب شعار خوب
به خاطر داشته باشيد شعار براي كانديدا از نان شب هم واجب تر است. در مثل است که كانديداي بدون شعار مثل سفره بدون نفت مي ماند. در تعيين شعار به اين نكات دقت كنيد:
اولا" شعار شما علاوه بر اينكه مثل ارائه بليط نشاندهنده شخصيت شماست، نشاندهنده اين هم هست كه دوست داريد كدام دسته از مردم به شما راي بدهند. اگر در انتخاب شعار اشتباه كنيد فاتحه انتخاب شدن را بخوانيد. شعار شما بايد يك جمله خيلي آب و تابدار باشد که دسته های زیادی از مردم را تشویق کند به شما رای بدهند.
ثانیا" شعار بر اساس موقعيت زمانه تعيين مي شود نه آنچه واقعاً فكر مي كنيد بايد باشد. مثلاً اگر ملي گرايي و كشوردوستي مد شده است بايد در شعارتان از كلمات مرتبط با همين موضوع استفاده كنيد. اگر بحث ارتباطات بين المللي داغ است شعارتان بايد يك ربطي به اين مسائل داشته باشد و قس عليهذا. باز هم تذكر مي دهيم شعار شما لزوماً بيانگر نيات قلبي شما نيست. حالا اگر بر حسب حسن تصادف نيات قلبي شما با شعار شما يكي بود دیگر شانس آورده ايد.
انتخاب عكس و فيلم خوب
عكس و فيلم شما آن چيزي است كه مردم از شما مي بينند. اين را بدانيد مردم بعد از انتخابات شما را زياد نمي بينند. تازه ببينند هم اهميتي ندارد. چرا؟ چون انتخابات كمي شبيه لباسفروشي است. كالاي فروخته شده پس داده نمي شود. يعني راي داده شده پس گرفته نمي شود. بنابراين عكس خيلي چيز مهمي است. در انتخاب عكس و فيلم دقت كنيد و همواره نكات زير را مد نظر داشته باشيد:
اولاً دوره تاثيرگذاري عينك آقتابي گذشته است. امروزه تقريباً همه مردم خودشان عينك آفتابي دارند و با ديدن عكس يك نفر با عينك دودی ذوق زده نمي شوند و نمي گويند برويم به همين راي بدهيم. پس بيخود پول به این چیزها ندهيد.
ثانياً انتخابات را با «اشكها و لبخندها» اشتباه نگيريد. اينطور عكسها و فيلمها ديگر نتيجه اي ندارند.
ثالثاً شغل شما يا رشته تحصيلي شما براي مردم مهم نيست. تازه اگر هم مهم باشد براي اثبات آن مدرك داريد حتماً (به جز موارد استثنايي). پس لازم نيست در عكس از لباسها و ابزارهايي استفاده كنيد كه بيانگر مدرك شماست. مثلاً اگر پزشك هستيد لطفاً با روپوش سفيد و گوشي آويزان دور گردن عكس نگيريد. يا اگر مهندسي چيزي هستيد در عكستان آچار پيچگوشتي دستتان نگيريد. بعداً كه قرار نيست ماشين لباسشويي مردم را تعمير كنيد يا لوزه سومشان را برداريد. پس اين عكسها تاثيري در انتخاب مردم ندارند.
در مورد عكس و فيلم نكات فني زياد است. كلاً فني ترين قسمت انتخابات همين است. منتها ما در حد سواد خودمان فكر مي كنيم اگر همين كارهايي كه گفتيم را نكنيد وضعتان بهتر مي شود.
از برنامه هايتان به طور شفاف بگوييد
كلاً دوره انتخابات شفاف ترين دوره زندگي شماست. بعداً مي خواهيد شفاف باشيد، مي خواهيد مات باشيد يا هر مدلي كه دوست داريد باشيد. فرقي نمي كند. اما فعلاً شفاف باشيد. هر چه دل تنگتان مي خواهد بگوييد. فكر مي كنيد مساحت كشورتان بايد دو برابر شود؟ تعارف نكنيد. بگوييد. معتقديد جغرافياي كشورتان بيش از حد كوهستاني است؟ مطرح كنيد. بگویید که كوهها را مثل ساختمانهاي كلنگي باید بكوبيد. مهم اين است كه مردم با افكار شما آشنا شوند. در واقع افكار شما براي مردم مهم است. بعداً هر چه شد خدا بزرگ است. مهم اين است كه فكرتان فكر خوبي بوده.
در اين مورد چند نكته كليدي رمز موفقيت است:
اولاً تا مي توانيد از كارهاي گذشتگان ياد كنيد و برعكسشان را بگوييد. يعني هر كاري قبليها كرده اند شما آن كارها را نكنيد. هر كاري نكرده اند همان كارها را بكنيد. اين مي شود برنامه شما. كلاً حواستان باشد بيشتر از اينكه از خودتان برنامه اي داشته باشيد بهتر است برنامه هاي ديگران بالاخص قبليها را نقد كنيد. چون از آينده كسي خبر ندارد چه مي شود. اما همه مي دانند آنچه الان هست يا قبلاً بوده ايراد دارد يا ندارد.
ثانياً تجربه نشان داده بهتر است روي اقشار مظلوم و بي سر و صدا زوم كنيد. چرا؟ چون فعلاً به شما راي مي دهند اما بعداً زورشان نمي رسد يقه شما را بگيرند بگويند پس چي شد؟ اما برعكس. بهتر است برنامه زيادي براي اقشار پولدار و زوردار نداشته باشيد چون با اينها نمي شود شوخي كرد. اينها زورشان زياد است حسن! بعداً هر قولي داده باشيد از شما مطالبه مي كنند.
ثالثاً اينكه گفتيم شفاف باشيد را جدي بگيريد. اما نه زياد. حالا ما يك چيزي گفتيم. بعضي جاها بهتر است كلي گويي كنيد. استفاده از كلماتي مثل احترام، عزت، احيا، تقويت، توسعه، فرايند، ساختار، سيستم و امثالهم توصيه مي شود. به كار بردن كلمات باكلاسي كه باعث زيبايي جمله مي شوند ولي هيچ بقالي با آنها به كسي دو سير پنير نمي دهد نيز خالي از لطف نيست. البته اين مورد به خلاقيت خودتان بستگي دارد.
انتخاب نشدن آخر خط نیست
شما به آخر انتخابات رسیده اید و یک طوری شده که شخص دیگری انتخاب شده. خب حالا فدای سرتان. اینجا نشد یک جای دیگر. هیچ جا هم نشد بالاخره یک کاری پیدا می کنید. زیاد خودتان را بعد از انتخابات به آب و آتش نزنید. چیزی عوض نمی شود. در عوض یک سری کارها هست که می توانید انجام دهید که این کارها در آینده شما تاثیر خوبی خواهند داشت:
اولا" اگر جنبه داشته باشید می توانید خودتان را توی دل آنهایی که انتخاب شده اند جا کنید تا آنها یک کاری برایتات دست و پا کنند. نمونه اش «همین».... از نمونه های وطنی بگذریم بهتر است. «همان» هیلاری کلینتون که زمان شوهرش به هیچ جا نرسید. بعدش هم در انتخابات به جایی نرسید اما چون جنبه داشت با اوباما کنار آمد و وزیر شد. از هیچی که بهتر بود. نبود؟
ثانیا" اگر جنبه ندارید و نمی خواهید با کسی کنار بیایید و قصد دارید عنق بازی در بیاورید به خودتان مربوط است اما حداقل فکر آینده باشید. قانونی هست به نام قانون بقای کاندیدا. یک قانون دیگر هم هست به نام کاندیدایی برای تمام فصول. طبق این قوانین، کاندیدا شدن هم به تنهایی خودش یک لطفهایی دارد. اگر همه چیز را به هم نریزید این شانس را دارید که همیشه کاندیدا باقی بمانید و به لطفهایش پی ببرید. نمونه اش هم ... باز هم از نمونه وطنی می گذریم. البته نمونه غیروطنی هم نداریم. پس کلا" بگذریم.
ثالثا" اگر نه حاضرید شرایط اولا" را بپذیرید نه زیر بار ثانیا" می روید نه توصیه های قبلی را قبول کردید که رای بیاورید نه هیچی، ما دیگر توصیه ای به شما نداریم جز اینکه اصلا" شما بهتر است از همان اول کاندیدا نشوید. سرتان درد می کند؟